احسان نمی میرد
ساعت 12:30 دقیقه روزچهارشنبه 11/11/2009 آسو صالح زنگ زد و خبر اعدام احسان فتاحیان رو بهم داد. شوکه شدم. قرار شد در برنامه مستقیم تلویزیونی نوروز در این باره حرف بزنم. نمی دونستم چی باید بگم. از خشمم بگم یا از ناراحتیم یا از این همه ظلم! از چی بگم؟ درباره سیستمی که از هیچ منطقی پیروی نمی کنه چه باید گفت؟ درباره اعمالش چه تحلیلی می شه ارائه داد؟ تنها و تنها تونستم بگم این عمل نشانه بزدلی این سیستم است.
دوازده نفر دیگه در انتظار اعدامند. تنها و تنها به جرم فکر کردن، اعتراض کردن به بنیانهای این سیستم مستبد که بعد از این همه اعدام زنان و کودکان و جوانان ارضاء نشده و هر روز تشنه تر از گشته خون مردمان این مرز و بوم را می مکد. سیستمی زالو صفت که قدرت خود را در کشتار مردمش می جوید.
احمدی نژاد در کنفرانس مطبوعاتی در ترکیه گویی همه دنیا را به سخره گرفته بود و می گفت در ایران ما زندانی نداریم.(!) اگر هم کسی زندانی شده لابد جرمی مرتکب شده. اوبا نیشخند و پوزخند به سئوالات خبرنگاران پاسخ می داد و من از این طرف دنیا عرق شرم می ریختم که چنین موجودی خود را رئیس جمهور ما می داند و ...
ایران یک زندان بزرگ است، همه مردم جز آنانکه نان را از حکومت گدایی می کنند و می کشند و شادند، طعم مرگ را چشیده اند.
دلم برای این جلادان می سوزد، این جلادانی که احسان پای چوبه دار از ته دل به آنها خندید.
دوازده نفر دیگه در انتظار اعدامند. تنها و تنها به جرم فکر کردن، اعتراض کردن به بنیانهای این سیستم مستبد که بعد از این همه اعدام زنان و کودکان و جوانان ارضاء نشده و هر روز تشنه تر از گشته خون مردمان این مرز و بوم را می مکد. سیستمی زالو صفت که قدرت خود را در کشتار مردمش می جوید.
احمدی نژاد در کنفرانس مطبوعاتی در ترکیه گویی همه دنیا را به سخره گرفته بود و می گفت در ایران ما زندانی نداریم.(!) اگر هم کسی زندانی شده لابد جرمی مرتکب شده. اوبا نیشخند و پوزخند به سئوالات خبرنگاران پاسخ می داد و من از این طرف دنیا عرق شرم می ریختم که چنین موجودی خود را رئیس جمهور ما می داند و ...
ایران یک زندان بزرگ است، همه مردم جز آنانکه نان را از حکومت گدایی می کنند و می کشند و شادند، طعم مرگ را چشیده اند.
دلم برای این جلادان می سوزد، این جلادانی که احسان پای چوبه دار از ته دل به آنها خندید.